با سلام. این وبلاگ به مکانی دیگر انتقال داده شده است

www.boozy.blogfa.com

"گرافی از پاشیل

" نگاهی به مجموعه شعر" پاشیلی ها" نیستانی، مازیار- نشر نگیما- بهار 82

 هنگام رویارویی با یک متن ، خواه از جنس نوشتار باشد و یا غیر نوشتار ،  واسطه هایی در ذهن تنیده می شوند و مخاطب را در شبکه ای از متن های مختلف قرار می دهد. در حقیقت بینامتنیت یک اثر حاصل تنیدگی هی مخاطب و متن است. این تنیدگی ها  از ذهن و روابط ذهنی مخاطب یا اثر بر می آید و در روابط زبانی در نهایت شکل می گیرند .  روابطی که در گذر زبان و زمان در بستری گاه خود آگاه و گاهی ناخود آگاه می گذرد و ماهیت پیچیده هنر را در تبادلات سابژه و آبژه شکل می دهد. گاهی تقابلهای دوتایی در منظر حضور ( منظورم از منظر حضور حس جانشینی انسان با تقابلهاست) این حس تنیدگی را دو چندان می کند و حضور بینامتنیت را ایجاد می کند . در این شرایط خوانش به وجه انتزاعی اثر تبدیل می شود. وجه انتزاعی هنر به خصوص شعر از دیدگاه نگارنده آنِ دیگر شعر است که  فراز های یک متن از بند رسته را به ارمغان می آورد  و نه تنها در یک محیط فیزیکی بلکه در هر فضای عاری از خود ساختگی شکل می گیرد و از سیر خطی خارج می شود. وارستگی یک متن  ، بی واسطه رفتن در هر جهت نیست.بلکه دریدگی زمانی را در پی دارد  و به واسطه نظام ارجاعی نشانه ها است که به وارستگی می رسد و به موقعیت مندی حاصل از آن ما را وادار به تصمیم گیری  می کند و تمایز مخاطب با متن ایجاد می شود. به دیگر عبارت توان زبان در چند وجه دیداری و شنیداری آغازی بر گشایش هستی شناسی است و نگاه رادیکالی در باز آفرینی ساختهای حاکم بر شعر از وحدت توانمند موجود در پدیده ها منشا می گیرد. " پاشیلی " ها در همین شرایط گرده عوض می کند و به دیگر کشی در متن دست می زند. دیگر کشی که حاصل بی تابی شاعر در پی رفتار نه چندان نخبه باور در هدفمندی شعر است. از دید نگارنده این متن ، کتاب پاشیلی ها را می توان به سه بخش تقسیم کرد :  

 بخش اول : 

  دسته اول اشعار از قلمرو تجربه ها و نحو برخورد ، " حضور در زمانی" دارند. بدین معنا که ابتدا و انتهای این اشعار جدا  از زمان خهود نیستند  و ممکن است از یکسری تجربه های مشترک استفاده کرده باشند. این دسته از اشعار از یک پارادایم گفتاری پیروی می کنند که براحتی از زمان خود نمی توانند خارج شوند و از رهگذر شباهت ها به روز مرگی کلامی می رسند ولی با رونوشت ذهن از بکار بستن اندیشه گرایی و نخبه باوری مدرنیستی در فراخوانی منبعث می شوند و از توصیف کلامی به یگانگی می رسند : " به قصد زمین خون دماغم( ردش را می توانید بگیرید و بروید تا پای آن آبخوری که خودش همه چیز را ) می بینی؟ اصلا بیا بگذریم از این حرفها و چه و چه و چه و چه ... /  پاشیلی ها در خودِ ناآگاه کتاب شکل  می گیرد. قابل اجرا شدن راب ه مفهوم قابلیت بعد پذیری و قرار گرفتن در موقعیت های متفاوت معنا می کند  و در حضور پیش فرضها خود به حالت تعلیق در می آید . بدین معنا که با ایجاد بستری آماده از زبان ، ارجاع پذیری نشانه ها را به مخاطب می سپارد و تنها پاشیلی ها در این بخش شعر اثری از پا به جا می گذارد . که مخاطب موظب به طی آن می باشد . این وجه کتاب در فضایی چرخ می خورد که در زمانی اش  به گونه ای مبهم شک بر انگیز می نماید . در باز سازی هر تصویر یک مرکز انگاری ایجاد می شود که در تنش و حرکت بطئی دیداری رخ می دهد. این تصاویر در طول و عرض اتمسفری ایجاد می کنند که حضور جدی زبان را در سازه های ساختاری و باز نمایی معنایی نشانه ها به کار می گیرد. زبان این دسته از اشعار در پراکسیس (کار کرد زبانی ) روی پایه های متجانس ساختاری و غیر عادی کردن نشانه ها چرخ می خورد. توان پر پتانسیل در سویه مند کردن نشانه ها چرخ می خورد. توان پر پتانسیل در سویه مند کردن افعال و به دام انداختن مخاطب از دیگر نحله های شعر " ملائک " است. در این شعر به نوعی آشنازدایی طنز گونه بسیار زیبا دست می یابیم که فرم ارگانیک و زنده در شعر را دچار تحولی درونی می کند. به گونه ای که با سخره گرفتن روزمرگی ، ارتباط عاطفی با جهان پیرامون برقرار می کند ، شعری که از انفجار خودش شکل می گیرد  ، باز نویسی می شود و در نهایت " تعریف را به بازی می گیرد.از همین روز های پر تشویش شاعر به " ملائک " می رسیم . روز هایی که سرشار از زیستن با جامعه است . حال این جامعه می خواهد اتاق شاعر باشد  و یا جهان تک تک انسانهایی که شاعر را می یابند. از عناصر دم دستی و ملموس تا سطر های پارادوکسیکال پیش می رود  که این تناقض ها  با بکار گیری  طنز در متن حل می شود . تناقضی که زاده زبان و حاصل تجاوز زبانی جدید است که در نهایت گشت ها و محو شدگی ها نهفته نیست بلکه در تصمیم به کلیت شعری  به ساختمان ها و احضار آنها و نیم نگاهی به حضور در معنایی می رسد .

" در خیابانی که اینهمه ملائک راه می روند احساس می کنم خدا هم دلش تنگ می شود

 بر عکس فکر هاتان زندگی کردیم

عشق ورزیدیم

 و چای عصر را به مردگان وعده دادیم

  جایگاه این شعر  رد کتاب پاشیلی ها وضعیت مداری اندیشه ای مازیار نیستانی را در خودش پرورش می دهد. " با پافشاری بر یک ژانر و مشاهده چیزهای مختلفی به عنوان شعر دست به ژانر شکنی می زنم" . ژانری که به طور بالقوه عناصر دگردیسی در وضعیت کنونی را به همراه دارد. تصاویر در پیچش های ناگهانی تغییرموضوع داده و با اپیزود های کلامی روبرو می شویم. دیدار در این شعر تصویری چند بعدی از عکس است. عکسی که از اثر تا حوزه های دیداری ،خود را به آزمایش می سپارد . تمام نحله های یادشده در ملائک را به شعرزیبای " عیدی به مازیار " تعمیم می دهم . آنجا که در حضور معنا از وجه ملموس زندگی تا اندیشه های رمانتیک ایرانی به میان می آید : لابد هم قبول دارم که تو کنارم بنشینی و دنده ماشین را عوض کنی و تکیه بدهی بر خیس شانه و بگویی من دوست دارم عاشق بشوم و شبها دیر به خانه بر گردم اشعار " عیدی به مازیار ، ملائک، خوب انگار چرا ، شکل شما ، نمی گوییم ، قاف ع ، پاشیلی ها " دارای فضا ها و زمانهای مشابه هستند. در فرم جا پا باز می کنند که چند عنصر زیر بیشتر برای من قابل توجه و پخته تر به نظر می آید :

 1-     اپیزودیک بودن تصاوی

ر 2-      گرایش به چند وجهی شدن مفهوم

 3-      استفاده از عناصر ملموس و عدم به کار گیری وجه زبانی سخت

 4-      ایجاد تعمدی در گفتگوهای بین "من "

5-      به کار گیری طنز دیداری شنیداری( منظورم از طنز دیداری شنیداری استفاده از تقابلهای دوتایی در متن که همراه با پاراردوکس درونی شکل گرفته  اند و از شنیده های ذهنی و برخوردهای روزمره ناشی می شود)  مثل شعر " نمی گویم " :

 اگر مرغی را سر می برید بگویید بسم الله ؟

اگر گوسفندی از مژه هایش خون را پاک کنید ،

 اگر دختری حداقل دلش را بدست آورید

و یا در شعر " شکل شما " :

 اینجا صابونها  همه لیز خیس خیس  می خورند

 6-      پارادوکس که در هم نوایی معنایی شکل می گیرد همیشه روی پاشنه پام بلند شدند در نیزه ناکجا آباد تو در کجا یی من در پشت پای آشیل می پشتم              

            من در کجایت ؟                                                                                                                                          شعر" پاشیلی ها "

 و یا

 می زنی زیر گریه تو را به دیدنم بلندی پاشنه کفشت را                      پزشک قانونی چرخانده بود                                                                                                                                              

     شعر "قاف

 7-      ساخت فضای دو جریانی ، یکی در اندیشه و و دیگری در کارکرد زبانی:

 و خوب انگار چرا ، من با لایه روزنامه بدنیا امدم و گفتم " مواظب باشی آلوده جنون گاوی نشوید ! این رابرای مبتلا شدن کسی نمی گویم اینرا می گویم که در مرگ مولف جشن گرفته ای ما را

 8-      حضور بی ریا و بی شبه ی معنا و مفهومی

 9-      ایجاد پیش آمد های رومانتیسم شرقی در زندگی مردم ( شعر عیدی به مازیار) . این وجه کتاب پاشیلی ها در تثبیت خود دست به تلاش های بی وقفه می زند . مازیار نیستانی این وجه ها را در تعلیقی دوتایی بین اندیشه و کار کرد زبانی از تصویر روی جلد کتاب به اجرا می گذارد. گرافی از پاشیل گرفته شده است یا پاشنه ای که در تصویر درونی خود شروع به برداشتن قدمی می کند و لی هنوز رها نشده و کاملا از زمین خودش آزاد نیست.در این میان فاصله گذاری اتفاقها به صورت تقابل بروز می کند. در فاصله این دو انتها ، یعنی فضای بین پاشنه و زمین شروع به ایجاد این فضا سازی می کند. فضایی که به اعتقاد لیوتار بیانگر جدایی و گسست اساسی از آندسته از اندیشه ها و رویکرد های معنایی و توتالیتری است. در حقیقت قدم بعدی به سمت جز دوم کتاب از همین جا شروع می شود. از سخره گرفتن هر چیزی که دنبال معنامندی و یا مر کز گرایی واحد و جهت مند پیش ساختی در هرمنوتیک شروع می شود.تلا شم می کند تا روایتهای کلان را در حضور خود روایتها به بازیچه ای بیش بدل نکند. هر گز با دوباره کاری و گرایش به تفرد و فردیت باوری ژانر پاشیل را سطحی و دم دستی قلمداد نکند. 

  بخش دوم :    وجه دوم این کتاب اشعاری هستند که با " حضور بر زمانی " جز پیش خود را به جلو می برد. فروید آن جز روانی انسان را که از بدو تولد با او به دنیا می آید و ذات درونی و غریزی او را تشکیل می دهد و بر اساس اصل لذت بنا می شود نهاد یا Id می نامد. نهاد نیستانی حاکم بر این جز کتاب است که قدم برداشته می شود و در جلد کتاب به پا در هوایی شدن می رسد. به قسمتی که سرگذشت آنها در فضا های قبلی وابسته است و از آنها باز تولید می شود و در همان فضا ولی نامتعارف تر ( نه به مفهوم نابجا و ناکارآمد) و غیر معمول تر زیست می کنند. با همین نگاه در کشش های دیداری خود در بازسازی اجرا زبان به نحله های متفاوتی نسبت به جز اول کتاب  بر می خوریم.  جزیی که شاعر در پی  تبیین یافته های خود از زندگی حاد حقیقی و باز خوانی از دریافتهای معمول است. شعر از درون خودش شروع به دگرگونی می کند، در خود بازیافت می شود و در ناگهانی تصاویر نامتقارن حل می شود."رژ لبش را در کیفش و کیفش را بر شانه اش و شانه اش را با سر من می آویخت " ادغام تصاویر اضافی و تصاویر پی در پی در فضایی محسوس به مخاطب کمک بسزایی جهت بازسازی این نوع ادغام می نماید. فضا در جز اول کتاب به مخاطب اجازه ورود نمی دهد ، نقش آنابولی ندارد و تنها می تواند نظاره گر باشد. ولی در جز دوم کتاب اجازه ورود داریم. خوانشگر زنده می شود و حضور تغییر یافته و احیا شده تخاطب " پاشیلی ها "  در این قسمت قدم بر می دارد و به سمت تحول می رود. ذهن مازیار نیستانی در تلاطمی خصیصه پرور به جان مخاطب می افتد و حکم حضور جدی اش در شعر را صادر می کند و گام بعدی را به مخاطب می سپارد. شعر " زیرا / چرا / که / باید " نمونه بسیار واضحی از این شکل  " حضور بر زمانی " است. در این جز شعری عناصر تیپیکی یافت می شود که در جاهایی مستقل از عناصر جز اول هستند و در جاهایی احیا مجدد می شوند. 1-     به کار گیری زبانی بی دغدغه از قواعد مرسوم در ارتباط کلامی

 2-     سعی در ایجاد زبانی متحرک ( منظورم از زبان متحرک بخشی از زبان است که تغییر موقت را رد خود می پذیرد و به نیاز های روانی مخاطب پاسخ مثبت می دهد ولی با حفظ جایگاه قبل ) . شعر " دوار " در صفحه 47 به شکل قابل قبولی برایم نمودِ این مسئله را دارد :

" روی هس هس آشفته اید افتاده ایم

 شبیه خوابهای تو به مادرت گفتم کج است

 انشا الله کج است

 می خندی دوار در قاب

 سرم گیج نمی رود

 نه نمی روم

 به مادرم گفتم من شکمش را بالا نیاورده ام

 می خندی دوار خودت را می زدی و می گفتی بگو " آخ"

  با حفظ جایگاه موقعیتی زبان تغییر موقت می دهد . از سمتی به سمت دیگر و به نگاه ملایمتری می رسد . و نقش مخاطب در اجرا پایین تر می آید. حضورش زمانی می شود و از آن انتظار ساخت نمی رود  و محتوا گرا می شود . بر خلاف بخش اول شعر " دوار " که رابطه ساز در بین جنبش های سطر شعر بود ، در این بخش به واکنش و کنش از پیش تعیین شده می نشیند. و اما بخش دوم نگاه نگارنده به شعر " دوار " : "

 ناخن هایم را پاک کردم

چرا سعی می کنید که فیلم ام کنید

 شما که از کف پایم عکس گرفته اید

 به مادرت گفتم من شکمش را بالا نیاوردم

 ( کج اش کنید)

 به درک که این جنین بوی الکل می دهد !

صدایتان را بیاورید پایین .

3-     بی توجهی به ساختار معنامند جمله و درهم نویسی ( منظورم از در هم نویسی اجازه ورود کلمه در هر کجای جمله بدون در نظر گرفتن قواعد دستوری )

 4-     عدم به کار گیری واژه های سخت و نامانوس ( اجتناب از نخبه گرایی نگارشی ، باباچاهی ، شعر در وضعیت دیگر ؛ گفتگو با باباچاهی ، حسین ناصر ملکی روزنامه فرهنگ آشتی 16 تیر 1384 )

 5-     پرهیز از گفتمان اقتدار گرا، مطلق گرا ( همان )

 6-      دوری کردن از تقابلهای دوتایی ( همان )

7-     روایتهای غیر تداومی ( همان )

 8-     عدم پایبندی به قواعد و اصول از پیش تعیین شده ( همان )

 9-     گرایش به بازی زبانی

 10-غیر دستوری جلوه دادن نوشتار

 

/ 47 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین میدری

سلام و درود بی پایان بر شما و قلم شیوایتان.. "یک ساحل پر از شعر" با شش دوبیتی بروز شد، من و امواج خلیج واژه ها، آمدنتان را بی تابانه چشم به تلاقی آبی ها دوخته ایم، نظرات گرانبهایتان در ذهن لحظه هامان خواهد ماند...

راشد فلاحی

سلام بعد از مدت های مدید از غیبت کبرا برگشتم. کامنتی اگر بی جواب ماند عذر می خواهم از این پس بیشتر می آیم و کم کاری ام را جبران میکنم.سر فرصت برمی گردم و همه پست هایتان را با دقت میخوانم. در حال یک خودسازی بودم.البته در زندگی روزمره و نه در شعر.حالا آمده ام در شعر خودم را بسازم.ممنون می شوم در این کار کمکم کنید با انتقاد های سازنده تان. با" ترانه ای که غزل بود به روزم". در پناه عشق

ارتش دریدا

با عشق و ارادت حمید عزیزم درود می بینی چه می گویند ؟ کار دنیا تمومه نه ؟ پس !! ...خاک بر سرت ! مرد نشده ای که راست بکنی.. غلط نکم چیزی شده ام.. دستی به شمارش موج های نامرتبم بکش ... می بینمت اگر نفقه ام را بدهی با عشق و ارادتی دیگر شاد زی ومهربان مانی

بنیاد دایره المعارف شعر معاصر ایران

فراخوان انتشار نخستین دایره المعارف جامع شعر معاصر « بنیاد دایره المعارف شعر معاصر ایران » برای نخستین بار و طی فعالیتی فراگیر ، اقدام به تالیف و تدوین « نخستین دایره المعارف جامع شعر معاصر ایران » کرده است ؛ از این رو « بنیاد دایره المعارف شعر معاصر ایران » از کلیه ی علاقمندان به ادبیات معاصر که تمایل به همکاری در این اقدام فرهنگی دارند ، دعوت به عمل می آورد حداکثر تا تاریخ 20 خردادماه 1389 از طریق نشانی الکترونیکی tofighi_mostafa@yahoo.com جهت حضور و هماهنگی ، اعلام آمادگی فرمایند ؛ شایان ذکر است علیرغم آن که همکاری با این بنیاد به صورت افتخاری می باشد ، کلیه ی حقوق معنوی همکاران و مولفان این مجموعه مورد لحاظ قرار خواهد گرفت .

آمنه نقدی پور

سلام عزیز آب می رفت هیکلم از ترس من کی ام؟ رد پای من گم شد؟ موج مشکوک فاجعه اینجاست یک نفر حرف داغ مردم شد به روزم. با مهر دعوتی [گل]

علی کریمی کلایه

سلام دوست با لینک دانلود رایگان کتاب جدیدم: "خانه ای که وسط اتوبان است" و یک داستان و یک سپید و یک غزل از سید مهدی موسوی به روزم و منتظر نقد و نظر ارزشمندت